مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

هنر   /   1 مهر 1398   /   کد مطلب: 22978   /   بازدید: 207   /   نظرات: 0

نگاهی به استفاده از لهجه سبزواری در شعر شاعران غرب خراسان

نگاهی به استفاده از لهجه سبزواری در شعر شاعران غرب خراسان
امید برومندی، سمیه اکبری/ مجله اینترنتی اسرارنامه
 
دو تن از شاعران جوان سبزواری به تازگی اشعاری سروده اند که در آن لهجه محلی سبزواری را با لهجه معیار فارسی در هم آمیخته اند و نتیجه کار، آثار دلنشینی شده است که در انجمن ها و محافل شعری مورد استقبال و توجه قرار گرفته است.
 
 
 
 البته پیش از این نیز شعرایی بوده اند که اشعاری به لهجه محلی سبزوار سروده اند، ولی در اکثر موارد لهجه محلی در اشعار طنز به کار گرفته شده است و یا اگر شعر غیر طنزی با لهجه محلی سبزواری سروده شده ، تمام ابیات آن به صورت یک دست از لهجه بهره گرفته اند و اینطور نبوده است که  تلفیقی از دو لهجه سبزواری و معیار فارسی در یک شعر غیر طنز اتفاق بیافتد.
 
با توجه به اهمیت لهجه های محلی به عنوان عناصر مهمی از فرهنگ هر شهر و منطقه و نیز با توجه به اینکه در سالهای اخیر متاسفانه لهجه های محلی نیز مانند بسیاری دیگر از عناصر فرهنگی بومی در نسل های جدید جامعه رو به کم رنگ شدن و فراموشی قرار گرفته، لذا استخدام لهجه های محلی در آثار شاعران می تواند به تثبیت و حفظ بیشتر این عنصر مهم فرهنگی یاری رساند. لذا خبرنگار اسرارنامه بر آن شد تا به مناسبت 27 شهریور، روز شعر و ادب پارسی، این ایده و جریان ارزشمند را در شعر شاعران غرب خراسان تعقیب کند و چرایی و چگونگی آن را از تعدادی از صاحب نظران شعر در این منطقه جویا شود.
 
 
شورشی علیه زبان تهرانی 
 
حسن نصر متخلص به سیاوش از شعرای پیشکسوت و مدرس و منتقد ادبی در سبزوار، دراینباره می گوید: 
یکی از ویژگی های شعر امروز ، آشنایی زدایی و هنجارشکنی و بهره گیری از کلمات عامیانه و محاوره ای است  و به تازگی موجی به نام تلفیق زبان معیار و لهجه به وجود آمده است که مورد اقبال اهل شعر و ادب ، خاصه شاعران جوان قرار گرفته است ، اخیراً کتاب شعری از آقای طهماسبی خراسانی  با نام " گاهان " به 
استاد حسن نصر شاعر  مدرس و منتقد پیشکسوت سبزواری
چاپ رسیده است که شاعر  سعی کرده به عمد از کلمات محاوره ای در شعر خود استفاده کند و اخیرا در حوزه ی هنری شعر مشهد ، توسط شاعران خراسانی گویا نقد شده است. همچنین دیگر شاعر خراسانی آقای جواد کلیدری کتاب شعری با نام " ماه بر کوهان " به چاپ رسانده اند ، البته بنده هنوز این دو کتاب را ندیده و نخوانده ام و از چند و چون فرم و محتوای آنها فعلا اطلاعی ندارم ولی در مورد کتاب دوم یعنی " ماه بر کوهان " بنا به گفته ی خود آقای کلیدری در مصاحبه ای که انجام داده اند ، آن را تلفیقی از زبان معیار و لهجه ی محلی توصیف کرده اند  و معتقدند که : "  کتاب «ماه بر کوهان» تلفیقی از زبان معیار و لهجه محلی است و تلاش شده در این شعرها واژه‌های خراسانی که کمتر رایج بوده است مورد استفاه قرار گیرد، چراکه این واژگان باید در هر زمانی زنده نگه داشته شوند. "
 
البته در اشعار گذشتگان ما از جمله مولوی ، نیما یوشیج ، اخوان ثالث ، کسرایی و . .  این بدعت و نوآوری و آوردن لغات و محاوره ای و بومی با لهجه های خاص خود فراوان دیده می شود ، امروزه نیز  در حوزه های شعر خراسان ، مازندران ، گیلان ، فارس و دیگر مناطق جغرافیایی کشور، اهل ادب ، خاصه شاعران نسل جوان کوشش مضاعفی دارند تا به این وسیله به غنای شعر فارسی بیفزایند.
 
به نظر بنده اگر اینگونه کوششها و نوآوری ها به نوعی ملی گرایی افرطی منجر نشود، که نتیجه آن تفرقه و پراکندگی زبانی و قومی باشد، همانگونه که اشاره شد به غنای زبان و زنده نگه داشتن لهجه ها و گویشها کمک خواهد کرد و نتایج خوب و پر باری خواهد داشت ، از جمله نقش این گونه کلمات بومی و لهجه ها ، نزدیک شدن شعر به زبان مردم خواهد بود اما از آن جا که شاعر بدون تردید زبان گویا و نبض تپنده ی جامعه ی خود می باشند  باید اهل شعر خاصه شاعران جوان و نوگرای ما که بعضا جویای نام و شهرت اند مواظب باشند که این گونه کلمات محاوره ای و لهجه ها به گونه ای انتخاب شوند که از نظر زیبایی شناسی و ساختار و محتوا به شعر و زبان شعری آسیبی نرسانند .
 
 ما در فلسفه ی سیاسی - اجتماعی با دو دوره ی مدرن و پست مدرن  رو به رو بوده و هستیم ، اگر دوران پست مدرن را دوران قیام و شورش خرده فرهنگها و روایت های خرد علیه کلان فرهنگها و روایت های کلان ، از جمله فاشیسم ، نازیسم ، کمونیسم ، لیبرالیسم و . . . بدانیم ، که البته جز این نیست، به نظر بنده این حرکت ، یعنی کاربرد لهجه ها در شعر ، که امروزه به راه افتاده است ،  اگر همانگونه که اشاره شد به ملی گرایی افراطی ، که منتج به تفرقه و جدایی اقوام و طوایفی که به زبان مشترک فارسی تکلم می کنند و با این زبان مشترک با یکدیگر ارتباط بر قرار می کنند نشود ،  نیز می تواند نوعی قیام و شورش علیه زبان گفتاری و محاوره ای معیار ، یعنی زبان تهرانی ، باشد . زبانی که به دلیل مرکزیت شهر تهران و نیز عوامل دیگر از جمله مسائل اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی و . . . به نوعی زبان سلطه تبدیل شده است.
 
 در پایان باید اضافه کنم اگر این جنبش ادبی در میان جوانان رنگ و لعاب و طرفدار بیشتری دارد ، خُب این شور و شوق نوگرایی و تحول همیشه ی تاریخ در همه ی زمینه ها ی اجتماعی ، فرهنگی ، از جمله نوگرایی و تحول در شعر ، در میان جوانان ، و نو اندیشان یک حرکت طبیعی بوده و خواهد بود . دو دیگر در جواب این پرسش که آیا این گونه اشعار ماندگاری و ثباتی خواهند یافت ، باید گفت ، آیندگان قضاوت خواهند کرد و به قول نیما یوشیج : "  غربال به دستان بعد از ما خواهند آمد . " 
 
 
سابقه تاریخی استفاده از لهجه محلی در اشعار شاعران سبزواری و ایرانی
 
علی اصغر اقتداری شاعر پیشکسوت سبزواری نیز درباره این موضوع به اسرارنامه گفت:
این که شعر محلی بیشتر جنبه ی طنز دارد نمی تواند نظر صد درصد قابل قبولی باشد چرا که مرحوم مجمع و اخوان [از شعرای معاصر سبزوار که البته سالهاست وفات یافته اند] نیز شعرهایی با لهجه محلی دارند کاملا جدی وتوصیفی.
 
در شعر جدی ومفهومی مرحوم مجمع شعرهای زیادی،دارد از جمله:
 

تا چراغ زندگی زل زل منه
هرکره ی حرص وطمع غلغل منه
 
یا
 
نورچشمم چشمتو واکو عدِل
پیش پاته خوب تماشاکو عدل
دای عالم ر خدا شاغول منه
دستره ی عقلته برا کو عدل
 
 بهاریه  وخزانیه مرحوم اخوان وشعر دختر همسایه اش نیز از شعر های توصیفی وعاشقانه است.
 
اما در دهه های جدید در شعرهای با لهجه محلی حالت طنز بر جدی غلبه پیدا کرده وشاعران محلی سرا از این طریق شادی را به جامعه ی اندوهگین فعلی تزریق می کنند.
 
به هرحال من باپیوند گویش های محلی با زبان معیار در شعر موافقم ومعتقدم که بهتر است بعد از پایان شعر گویشی حداقل چند بیت معیار هم به آن افزوده شود و در این که آیا این درهم آمیختگی ریشه ی تاریخی دارد جواب مثبت است و حافظ واحتمالا سعدی هم در شعرهای معیارشان ازگویش،شیرازی هم استفاده کرده اند. به طور مثال سعدی شیرازی شعری در قالب مثلث (سه زبانه) سروده است که به ترتیب ابیات آن به زبان های عربی، فارسی و لهجه قدیم شیرازی است:
 
خلیلی الهدی انجی و اصلح / ولکن من هداه الله افلح
نصیحت نیکبختان گوش گیرند / حکیمان پند درویشان پذیرند
گش اینها دار اغت خاطر نرنزد / که ثخنی عاقلی ده باره سنزد
 
 
آشنایی زدایی زبانی
 
دکتر جواد جعفری نسب شاعر فرهیخته سبزواریدکتر جواد جعفری نسب طی پاسخی کوتاه به پرسش خبرنگار اسرارنامه در این زمینه، گریز غزلسرایان معاصر از زبان معیار و روی آوردنشان به گویش های مناطق جغرافیایی را با هدف نوعی آشنایی زدایی زبانی دانست.
 
وی همچنین با بیان اینکه نمونه هایی موفق و نا موفق از این تلاش و آشنایی زدایی زبانی وجود دارد، ذکر نمونه ها و بحث عمیق تر در این زمان را به وقتی دیگر موکول کرد.
 
دکتر جعفری نسب همچنین از نوشتن مقاله ای علمی - پژوهشی در همین موضوع با عنوان «تحلیل رویکرد غزلسرایان معاصر به قاعده کاهی گونه ای جغرافیایی» که از پایان نامه خود او مستخرج شده خبر داد و گفت: قرار است در مجله شعر پژوهی شیراز چاپ شود.
 
 
 
کاربرد لهجه محلی الزاماً در اشعار طنز نیست
 
اما علی شادان یکی از شعرای جوانی که در این قالب زبانی طبع آزمایی کرده و شعر تلفیقی او از لهجه معیار و لهجه محلی سبزواری مورد توجه محافل شعر سبزوار قرار گرفته در این رابطه به خبرنگار اسرارنامه گفت:
 
در بین شاعران خراسان و سبزوار عده ای هستند که به زبان معیار شعر می گویند که بسیار زیاد است. شاعرانی هم داریم که فقط به لهجه سبزواری شعر گفته اند. مثل مرحوم تقی مجمع الصنایع، مرحوم اخوان و از معاصران ما که اکنون در قید حیاتند مثل آقای سید ابوالفضل حسینی که دو کتاب هم به لهجه سبزواری چاپ کرده است. 
 
اما آنچه امروز شاهدش هستیم یک اتفاق نسبتاً جدیدی است که سرمنشأش من یا بهروز دولت آبادی نبوده ایم و دوست شاعر ما در مشهد عالی رضایی ابتدا در این مسیر قدم گذاشت و چند سال قبل کاری را ارائه که در استان در تلویزیون و تهران خوانده شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت و ویژگیش این بود که زبان معیار و لهجه را ترکیب کرده بود و به یک کلاژی رسیده بود از ترکیب این دو. یعنی شاعر با زبان معیار شروع می کند، به لهجه می رسد و می تواند دوباره به زبان معیار ختم کند یا با لهجه یا حتی با لهجه شروع کند و به زبان معیار برسد. و ... آن دیگر سلیقه شاعر است و اینکه با هنر بخواهد چه بکند؟
 
اما پس از اینکه این اتفاق را عالی رضایی شروع کرد ، بهروز دولت آبادی در سبزوار کار «هلنا هو هلنا هو هلنا مو چی جور دیمین دلت نیشیستیوم مو هلنا» را ارائه داد که بسیار پر طرفدار بود و بعد از او هم کار جدید من است که ترکیبی از زبان معیار و لهجه کنار هم را  ارائه دادم. 
 
سروده ای متفاوت از علی شادان با تلفیق لهجه سبزواری و لهجه معیار فارسی
آنچه در این اتفاق برای ما خیلی حائز اهمیت و جالب بود این بود که این آثار دیده شد و کسانی که حتی به لهجه های سبزواری و لهجه های مختلف خراسان از جمله مشهدی، تربتی، یا کاشمری اصلا آشنا نبودند نیز از سایر استان ها نیز با این اشعار ارتباط برقرار کردند، دوست داشتند و شنیدند. بهروز دولت آبادی کارش را در تهران خواند و بسیار پر طرفدار شد. کار عالی رضایی از تلویزیون پخش شد.
 
 ما به دنبال این بودیم که ثابت کنیم آن نگاه همیشگی و بعضا یک مقدار زننده ای که راجع به استفاده از لهجه در شعر وجود دارد که گمان می کنند، لهجه الزاما باید طنز باشد، صحیح نیست. زیراعوام و مخاطبان عادی منتظرند که وقتی ما به لهجه سبزواری شعر می خوانیم این شعر طنز و فکاهی باشد و آن ها را به خنده بیاندازد. اما در این نوع کارها، این اتفاق تکرار نمی شود و ما کاملا جدی با مخاطب صحبت می کنیم. زبان عاشقانه، زبان اعتراضی و حتی طنز ، زبان اجتماعی، تصاویر زیبایی که برای مخاطب دیرآشناست.
 
 البته قطعا این حیطه هنوز خیلی جای کار دارد و قطعا کار ما نواقصی دارد. قطعا بچه های دیگر باید بیایند در این حیطه کار کنند جوان ترها. فقط ما خواستیم به دوستان ثابت بکنیم که کار لهجه هم هنوز بسیار دارای قابلیت است. من شنیدم که بهروز دولت آبادی دارد با یکی از خواننده ها روی یک ترانه به لهچه سبزواری همفکری و کار می کنند. آقای دکتر حسن دلبری غزلی را دارند که ایشان هم به همین شکل از زبان معیار به لهجه سبزواری می رسند بسیار قابل احترام و با اهمیت است که شاعران جوان و شاعران با تجربه تر بیایند و در این میدان کار کنند و نگذاریم که لهجه سبزواری از بین برود. 
 
و ما سعی می کنیم در این دست کارهای هنری مثلا در شعر ما این کار را می کنیم. در سینما، تئاتر، موسیقی و ... هنرمندان می توانند بیایند کار کنند. ما هنرمندان خیلی خوبی داریم و بچه هایی داریم که مستعد هستند و این میدان هم بسیار فراخ است و جا برای میدان دادن زیاد دارد. 
 
البته ترجیحا اشعار با لهجه محلی باید همراه با فایل صوتی و خوانش خود شاعر باشد. زیرا خواندن از روی نسخه مکتوب شعرهای لهجه دار سخت است و ممکن است مخاطب را اذیت کند و فتحه و کسره و ضمه را به سختی بتواند تشخیص دهد. این است که شاعران می آیند کارها را به صورت دکلمه منتشر می کنند که بعد که مخاطب کار را گوش داد و شنید و از روی متن خواند راحت تر ارتباط برقرار کند.
 
کوچه پس کوچه پیوندها
کلیک کنید:

 

 
 

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات